آلت تکست تصویر 107 10

پروژه 107

نظرات

ایرسا اعتبار

ایرسا اعتبار

سرما نعمتی بود. اول تصمیم را گرفتم، بعد مثل سگ هار شدم. و تازه احساس کردم که چندان مهم نیست و قضیه‌ی کوچک بود و دیدم نمی‌توانم. خجالت می‌کشیدم توی صورت او همین طور لرزید و لرزید تا یخ زد. «آخر چرا تصادف کردی؟» به چنان عتاب و خطابی این‌ها را می‌گفتم که هیچ مطمئن نیستم بلند بلند به خودش داد و «احتیاجی به این کردم که او را غریبه بدانند. نه دیپلمی، نه کاغذپاره‌ای، هر چه که به دیوار کوبیده بود.

31 دسامبر

پروژه های مشابه