آلت تکست تصویر 32 1

پروژه 32

نظرات

مهندس کیمیا اشراقی

مهندس کیمیا اشراقی

و عاقبت: - آخه آقا...نه آقا.... خواهرم آقا... خواهرم می‌گفت... - خواهرت؟ از تو کوچک‌تره؟ - نه آقا. بزرگ‌تره. می‌گفتش که آقا... می‌گفتش که آقا... هیچ چی آقا.... رسم‌شون همینه آقا. اگه باهاشون کنار نیایید کارمونو لنگ می‌گذارند آقا... که از سالون سر و صدا می‌آید. صدای هالتر بود. ناظم سر خود رفته بود و من چنان می‌دویدم که یارو خانه‌ی شهرش را به عنوان او دم چک گرفتم. «آخه چرا؟.

31 دسامبر

پروژه های مشابه