تصاویر پروژه
دیگر پروژه های مهندس رامبُد انوشه
نظرات
آریاآسب اللهیاری
و استغناء با غین و استقراء با قاف و خراسانی و هندی و قدیمیترین شعر دری و صنعت ارسال مثل و ردالعجز... و از این جفنگیات.... حتماً نمیدانست که من باز سوار شدم: - مرا میگید آقا؟ من هیشکی. یک آقا مدیر کوفتی. این هم بود و زود میشد رامش کرد. بعد ازش خواستم که.
امروز