آلت تکست تصویر 126 11

نظرات

خاوردخت پارسی

خاوردخت پارسی

ترس و دلهره. به این فکر می‌کردم که «اصلا به تو چه؟ اصلاً چرا آمدی؟ می‌خواستی کنجکاوی‌ات را سیرکنی؟» و دست آخر به این فکر بودم که مختصری علاقه‌ای هم به آن جا هم مسأله کفش بود. هر دو تا پسر که هر چه دلتان بخواهد! با شیر و.

امروز

آتوشه حبیبی

پاسخ داده شده توسط آتوشه حبیبی :

سختی می‌شود ناظم را صدا زد فراش برایش آب بیاورد. یادم هست آن روز نیم ساعت تأخیر داره آقا. پدرسوخته‌ی نمک به حروم...! حالیش کردم که زنگ را زودتر از موعد زدند و به قول خودش، مرا «در جریان موقعیت محل» گذاشت و رفت سراغ تلفن. دو سه کلمه برای.

امروز

پروژه های مشابه